الشيخ محمد الصادقي الطهراني

103

فقه گويا يا فقه سنتى ، فقه پويا يا فقه بشرى؟! (فارسى)

نمىدانستند ؟ ! مسأله‌ى 100 - اسلام با شرط شهادت ، تنها خواسته كه بلاد اسلامى آن‌گونه به بىعفتى و هرزگى مبتلا نشوند كه در برابر چشم مردمانى رهگذر به‌گونه‌اى روشن و ديدنى بىعفتى شود ، كه چهار نفر مرد عادل - در اين ميان - آن‌را بنگرند ، به‌طورى كه بتوانند يكسان با شرائطش شهادت دهند . مسأله‌ى 100 - اگر حاكم شرع بدونِ شهادت ، و حتى با اقرار - خصوصاً با ايجاد خوف - حدّى را اجرا كند خود بايستى به همان حدّ مبتلا شود ، و اگر هم با علم به عمل جنسىِ نامشروع آن را براى ديگرى بازگو كند بايستى حدِّ افترا بخورد كه « لَولا جائوُا عَلَيْهِ بِأرْبَعَةِ شُهَدآءَ فَإذلَمْ يَأتُوا بِالشُّهَدآءِ فَأُوْلئكَ عِنْدَاللَّهِ هُم‌ُالكاذِبُونَ » « 1 » « چرا بر اين نسبت چهار گواه نياوردند ، پس چون چهار گواه نياوردند ، اينان نزد خدا دروغگويانند ! » و اين سرزنش مربوط به اصلِ نسبت دادن به عمل ضداخلاقى و جنسى است ، از هر كه و در هر شرائطى كه باشد ، به‌جز در موردى كه خودِ شخص عادل بوده و سه شاهد عادل ديگر با او نزد حاكمى شرعى شهادت دهند . مسأله‌ى 101 : حدود - حدّ زناى عادى « 2 » يك‌صد تازيانه‌ى متوسط است ، كه اگر هم طاقت آن‌را ندارد يا مهم‌تر اين‌كه اگر موجبِ خطرِ جانى يا خطرهايى ديگر مىشود ، سبك‌تر يا منفى خواهد بود ، و در صورت « مُحصَن » بودنِ مرد يا زن به علت داشتن همسر - چه دائم و چه موقت - كه در اختيارشان هست و نياز ضرورى به چنان عمل ناهنجار جنسى نداشته‌اند ، در اين‌صورت حدّش ريگ‌باران عادى است و نه كشتن ، چنان‌كه در صد تازيانه هم تنها ، تازيانه‌ى تأديبى است و نه كشتن ، و بالاخره اگر به هنگام ريگ‌باران عادى فرار كرد نبايد او را براى ادامه اين ريگ‌باران عودت داد ، مگر اين‌كه عُرفاً صدق ريگ‌باران نكرده باشد .

--> ( 1 ) - سوره‌ى 24 : 13 . ( 2 ) - « زناى مرد بىزن يا زن بىشوهر »